روش GTD یک سیستم برنامه ریزیه که این روزها توجه زیادی رو به خودش جلب کرده. پیش فرض این سیستم ساده ست:«ناخودآگاه تو اونقدر قابل اعتماد نیست که کارهات رو یادت بیاره!» اون زمانهایی که وسط اتاق می ایستی و با خودت میگی:«یک کاری می خواستم انجام بدم ولی یادم نمیاد» یا وقتی توی مدرسه همکلاسیت رو میبینی و میدونی میخواستی ازش یک سوال بپرسی ولی اون سوال کلا از ذهنت محوشده، مثالهایی از همین غیرقابل اعتماد بودنه. اسم این روش هم مخفف عبارت «Getting Things Done» هست و هدفش هم دقیقا همین چیزیه که میگه: به ما کمک کنه کارهامون رو به سرانجام برسونیم، البته از یک راه ساده تر! 😊 این روش ساده ست، اما قطعا توی یک پست کوتاه وبلاگی نمیشه توضیحش داد. امروز هدف من اینه که صرفا شما رو باهاش آشنا کنم. امیدوارم این آشنایی منجر بشه به بهبودی در سیستم برنامه ریزی شخصی شما! بولت ژورنال چیست؟
این تکنیک بر پایه ی یک سری لیست سوار میشه. شما صرفا یک سری لیست درست میکنید و اونها رو در گذر زمان حفظ می کنید و تاثیرش رو مشاهده می فرمایید! 👀. بریم که با این لیست ها اشنا بشیم:
اینجا ایده ها یا وظایفی رو که سر راهت قرار می گیرن ثبت می کنی. مثلا به فکرت میرسه در تاتری که پوسترش رو توی خیابون دیدی شرکت کنی یا معلمت برای آخر هفته تکلیف جدیدی میده. کلا موارد برای ثبت شدن به لیست ورودی فیلتر سفت و سختی ندارن و هرچیزی رو میتونی اینجا بنویسی.
لیست ورودی باید به صورت پیوسته پردازش بشه، البته قطعا این پردازش در بار اول خیلی طول می کشه 🤷🏻♀️ موارد موجود در لیستت رو به ترتیب ورودشون بررسی کن به این شکل که در هر مورد این سوال رو بپرس:
آیا کاری هست که بتونی برای اون مورد انجان بدی؟ اگر پاسخ منفیه، یکی از راه های زیر رو در پیش بگیر:
اگر کاری هست که بتونی برای اون مورد انجام بدی یا نیازه که انجام بدی، این سوال رو بپرس: قدم بعدی چیه؟ این قدم باید فیزیکی و قابل مشاهده باشه! مثلا نمیتونی قدم بعدی رو اینطوری تعریف کنی که :«به فکر پروژه ی آزمایشگاه باش» بلکه باید بگی:«مقاله ی مورد نیاز برای ارائه ی ازمایشگاه رو انتخاب کن» قانون روش GTD اینه که این قدم بعدی باید پروژه را به هدفش نزدیک تر بکنه. پس انتخاب قدم بعدی نیاز به تفکر داره. توی لیست قدم بعدی باید کارهایی رو بنویسی که در هر لحظه می تونی انجامشون بدی. حالا نگاه کن به قدم بعدی ای که نوشتی! آیا انجام دادنش کمتر از دو دقیقه طول می کشه؟ اگه جوابت مثبته پس همین الان انجامش بده! اگر نه، اون رو منتقل کن به لیست در انتظار برای انجام شدن در یک زمان خاص یا کلا در آینده.
اسم این لیست رو می تونیم بذاریم «هرچه زودتر بهتر»! به چه دردی می خوره؟ اینکه وقتی تصمیم میگیریم کاری انجام بدیم (به جای دراز کشیدن روی مبل!) به این لیست نگاه می کنیم و انتخاب می کنیم که چکار کنیم!
وقتی کاری رو به دیگران محول می کنی، مثلا منتظر پاسخ یک ایمیل هستی یا منتظری همکارت کارش رو تموم کنه تا تو بتونی روی خروجی اون کاری انجام بدی، این لیست به درد می خوره چون تمام این مواارد رو در خودش جا داده. موارد موجود در این لیست باید همه با تاریخ باشه تا برای پیگیری های بعدی به مشکل نخوری. مثلا بتونی به پشتیبانی فروشگاه اینترنتی زنگی بزنی و بگی من در فلان تاریخ سفارشم رو ثبت کردم ولی هنوز ارسال نشده!
ممکنه مواردی رو در لیست «قدم بعدی» نوشته باشی که خیلی کوچیک یا راحت نیستن! مثلا نوشتی : «راجع به رشته ی علوم شناختی تحقیق کن و این دو تا کتاب رو بخون». چنین موردی مثالی از یک پروژه ست! در روش GTD پروژه به هدفی گفته میشه که نیاز به انجام شدن چندین کار داره تا به سرانجام برسه. توی لیست پروژه ها اسم هر پروژه رو می نویسی با یک توضیج کوتاه. اگه دوست داشتی می تونی خروجی های مورد انتظارت از اون پروژه رو هم ثبت کنی.
تقویم مربوط به کارهاییه که باید در یک تاریخ و یا ساعت مشخصی انجام بشن. بنابراین تصب نرم افزار متلب رو نمیتونی توی تقویم بنویسی چون واقعیت اینه که زمان مشخصی نیاز نداره و شاید اون روز که برسه ببینی حسش نیست، اما شرکت در یک کلاس خاص باید در تقویم نوشته بشه! نصب نرم افزار متلب رو در لیست قدم بعدی ثبت کن 😉
زمینه ها برای موارد موجود در لیست مثل تگ عمل می کنن. هدفشون اینه که به ما بگن هر کار مربوط به چه موضوعیه، یا چطور باید انجام بشه و ... . میشه یک لیست قدم بعدی داشت با کلی مورد با زمینه های مختلف یا میشه برای هر زمینه، یک لیست قدم بعدی جدید داشت. من چندتا مثال از کارها و زمینه ی مربوط بهشون در جدول زیر براتون اوردم.
زمینه | مورد |
فروشگاه یا اینترنت | برای خونه دستمال کاغذی بخر |
خونه یا اینترنت | مقاله ی جدید دکتر رو بخون |
همه جا | ماسک بزن |
از نظر دیوید آلن مرورهای هفتگی یک نکته ی کلیدی برای موفقیت هستند. این مرور ها هر هفته و برای مدت حدود ۳۰ دقیقه انجام میشن. در این مرور ها ما:
روش GTD ریزه کاری های بیشتری داره که پیشنهاد می کنم اگر می تونید حتما از روی کتاب اصلی بخونید و یاد بگیرید. یکی از مزیت های این روش قابلیت به کارگیریش در فضای دیجیتال هست و باعث شده روش قدرتمندی به حساب بیاد! حالا که تا اینجا خوندی لطفا نظرت رو برام بنویس! دوست دارین این روش رو امتحان بکنی؟
کتاب Getting Things Done از آلن دیوید hamberg.no medium.com
بحث و گفتگو
برای ثبت نظر ابتدا باید وارد حساب کاربری خود شوید
وارد شویدTITLE_TEMPLATE
TITLE_TEMPLATE
TITLE_TEMPLATE
TITLE_TEMPLATE
زینب
07 مرداد 1403 ساعت 20:51
زهرا نجاری
17 مرداد 1403 ساعت 08:34
بنفشه
30 خرداد 1403 ساعت 05:17
زهرا نجاری
10 تیر 1403 ساعت 09:00
سمیه برزو
02 فروردین 1403 ساعت 23:32